روح بی آزار

مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که با برداشتن سنگریزه ها شروع کرد.

شرمنده ی همتونم ...
نویسنده : The Hot Chick - ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸
 

سلام ..... سلام .....

سلام به دوست جونای عزیزم ..... چقدر دلم براتون تنگولیده بود ......

اولا طاعات و عباداتتون قبول .... دوما  عیدتون که گذشت مبارک ..... سوما ماه مهرتون مبارک ......

مهم تر از همه ممنون از اینکه بهم سر زدین و به یاد من بودین

 

با هزار و یک بهانه خانواده رو راضی کرده بودم نرم شمال و همشیره جان هم قرار بود با ما بمونن .... جواب کنکور اومد حال همشیره جان دگرگون شد برای تسلی خاطر این عزیز از دست رفته باهاش رفتم شمال ...... مامانمم گفت هیچ جزوه و کتابی با خودت نیار بیا چند روزی تفریح ..... مثلا ما رو  بردن تفریح ...... حالا من با خودم چنتا جزوه برده بودم ....

فردای روز رسیدن به سر منزل بابابزرگ اینا تا شب به جمع آوری محصول باغات آن عزیز مشغول بودیم ..... هر وقت هم که جزومو بر میداشتم بخونم بابا یا مامانم میگفت الان وقت درس خوندنه .... همشم میگفتن برو تو باغ پسفچین کن  ( پسفچین : لغتی است شمالی به معنای جمع کردن محصول برای خود بعد از برداشت محصول )

اومدیم خونه میگم مامان با مشاورم صحبت کن من اصلا درس نخوندما    مامانمم گفت مگه چیکار میکردی .... میخواستی درستو بخونی ....

شعر پایین رو حتما بخونید ..... نظرم یادتون نره

 

              ..............................................................

      

 

                                       رویا

   

    با امیدی گرم و شادی بخش

     با نگاهی مست و رویایی

     دخترک افسانه می خواند

     نیمه شب در کنج تنهایی:

     بی گمان روزی ز راهی دور

     می رسد شهزاده ای مغرور

     می خورد بر سنگ فرش کوچه های شهر

     ضربه ی سمّ ستور باد پیمایش

     می درخشد شعله ی خورشید

     بر فراز تاج زیبایش

     تار و پود جامه اش از زر

     سینه اش پنهان به زیر رشته هایش از در و گوهر

     می کشاند هر زمان همراه خود سویی

     باد ..... پرهای کلاهش را

     یا به آن پیشانی روشن

     حلقه ی موی سیاهش را

     مردمان در گوش هم آهسته می گویند

     آه ... او با این غرور و شوکت و نیرو

     در جهان یکتاست

     بی گمان شهزاده ای والاست

     دختران سرمی کشند از پشت روزن ها

     گونه هاشان آتشین از شرم این دیدار

     سینه ها لرزان و پر غوغا

     در تپش از شوق یک دیدار

     ( شاید او خواهان من باشد )

     لیک گویی دیده ی شهزاده ی زیبا

     دیده ی مشتاق آنان را نمی بیند

     او از این گلزار عطر آگین

     برگ سبزی هم نمی چید

     همچنان آرام و بی تشویش

     می رود شادان به راه خویش

     می خورد بر سنگ فرش کوچه های شهر

     ضربه ی سمّ ستور باد پیمایش

     مقصد او.....؟ خانه ی دلدار زیبایش

     مردمان از یکدگر آهسته می پرسند

     کیست پس این دختر خوش بخت

     ناگهان در خانه می پیچد صدای در

     سوی در گویی زشادی می گشایم پر

     اوست .... آری .... اوست.

     آه. ای شهزاده. ای محبوب رویایی

     نیمه شب ها خواب می دیدم که می آیی

     زیر لب چون کودکی آهسته می خندد

     با نگاهی گرم و شوق آلود

     بر نگاهم راه می بندد

     ای دو چشمانت رهی روشن به سوی شهر زیبایی

     ای نگاهت باده ای در جام مینایی

     آه بشتاب ، ای لبت همرنگ خون لاله ی خوش رنگ صحرایی

     ره بسی دور است

     لیک در پایان این ره .... قصر پر نور است

     می نهم پا بر رکاب مرکبش خاموش

     می خزم در سایه ی آن سینه و آغوش

     باز هم آرام و بی تشویش

     می خورد بر سنگ فرش کوچه های شهر

     ضربه ی سمّ ستور باد پیمایش

     می درخشد شعله ی خورشید

     بر فراز تاج زیبایش

     می کشم همراه او زین شهر غمگین رخت

     مردمان با دیده ی حیران

     زیر لب آهسته می گویند :

     ( دختر خوش بخت )

 

 

 

 

                                 فروغ فرخ زاد

 

               .............................................................

 

        پ.ن 1. تمام استادام قرار منو از کلاس اخراج کنن

        پ.ن 2. من سرما خوردم ....  یکی از دوستام مثل من

                   سرما خورده بود ..... مرد .... مام کلی خندیدیم

       پ.ن 3. شرمنده ی  همتونم .... من همه ی درسام روهم

                  تل انبار شده مجبورم از این به بعد دیر به دیر

                  آپ کنم .... دیر به دیرم بهتون سر میزنم 

       پ.ن 4. بازم میگم شرمنده ی همتونم که این قدر دیر

                  بهتون سر زدم و دیر  آپ کردم .....


 
comment نظرات ()
 
شب های قدر و التماس دعاهای من....
نویسنده : The Hot Chick - ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
comment نظرات ()
 
مرام و معرفت دوستان....
نویسنده : The Hot Chick - ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : The Hot Chick - ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸۸
 

 

 سلام

سلام به دوستای با مرامی که بم سرزدن وبرام نظر گذاشتن و یا نظر نذاشتن

وسلام به دوستای بی مرامی که بم سر نمیزنن

خیلی ناراحتم . چون امروز( پنجشنبه ) داداش محمّدم به خاطر پایین بودن درصد درسش خیلی ناراحت و عصبی بود . منم خیلی ناراحت شدم....

تازه گفته اگه تو امتحان بعدی که خودش طراح سواله درصد کلاس بیشتر از یه حدی نشه میره ....

 

خوب بعد از یه دردودل کوچولو  یه سری متنا و شعرای کوتاه بی ربط و باربط به ماه رمضون

 

اینا پیامکای رمضونی اند :

 

کوله بارت بر بند!

شاید این چند سحر فرصت آخرباشد!

که به مقصد برسیم

بشناسیم خدا

و بفهمیم که یک عمرچه غافل بودیم .

 

 

سحرگاهان که عرش کبریایی می سراید نغمه توحید

تو که آهسته میخوانی قنوت لحظه هایت را

میان ربنای سبزدستانت دعایم کن

 

 

خدایا به فرشتگانت بسپاردر لحظه لحظه های نیایش خود ، دوستان و عزیزان مرا از یاد نبرند ....

 

 

کاش در این ماه خدا لایق دیدار شوم

سحری با نظر لطف تو بیدار شوم

کاش که منت بگذاری به سرم مهدی جان

تا که هم سفره ی تو لحظه ی افطار شوم

 

 

یکی در حسرت بوییدن توست

یکی در آرزوی دیدن توست

ولی من ساده و بی ادعایم

تمام هستی ام خندیدن توست

( مهدی جان بیا که منتظرت هستیم )

 

 

یه چنتام متن بی ربط با ماه رمضون :

 

فهمیدن عشق را چه مشکل کرده اند

 ما را از درون خود غافل کرده اند

انگار کسی به فکر ماهی ها نیست

سهراب بیا که آب را گل کرده اند

 

 

کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود

توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم

مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

 

 

از ره غفلت به گدایی رسی

ور به خود آیی ، به خدایی رسی

 

( تولد امام حسن (ع) بر همتون مبارک )


 
comment نظرات ()
 
تازه چه خبر...؟
نویسنده : The Hot Chick - ساعت ٤:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸۸
 

   تازه چه خبر ...؟ 

 

 

     سلام ...

 

سلام به همه ی بروبچ ( دوستان ، خواهروبرادرای مجازی خودم)

میدونم دلتون برام نتنگولیده ، اما من خیلی دلم براتون تنگولیده بود بخاطر همین با خواهش و التماس فراوون همشیره رو راضی کردم که به دیدار شما بیام .

همشیره جان حالی کردند این مدت ، چون اون موقع ها که بنده هم مجاز به استفاده از رایانه ( حال کردی ،فارسی رو پاس داشتما ) بودم فقط هفته ای یکی دو بار اینترنت میرفتیم . اما به محض ممنوع الرایانه شدن من ایشون هروز حداقل 15 دقیقه تا یه عالمه  تو اینترنت پلاس بودند و گزارش خوش گذرونیشون رو به بنده میدادند .تا من دلم کباب بشه .

 

راستی من یه خبر جدید شنیدم . سه شنبه این هفته هواپیمای اصفهان – تهران موقع فرود یه چرخش پنچر شده ( ترکیده ) وهواپیما آتیش گرفته . من این خبرو از استاد عربیم که تو اون هواپیما بوده شنیدم . بنده ی خدا  صندلیش رو همون چرخی بوده که ترکیده . راستی  مگه رییس سازمان هواپیمایی ایران قول نداده بود که هواپیمای بعدی قبل از پرواز آتیش بگیره ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

فکر کنم خدا جون استاد ما رو هم بخاطرما ( کنکور ما) سالم نگه داشته . البته استادجونم میگه تو راه برگشت از هواپیما تا سالن فرودگاه مردم فقط نرقصیدن ؛ وگرنه هرجور شادی و جشن و سرور دیگه ای داشتن .

من که از رسانه ها هیچ خبری در این باره نشنیدم . اگه شما شنید ین به من میگین از کجا ؟؟؟؟؟؟؟؟

 

بی ربط با جایگاه زن.......

 

امشبم من یه مطلب در مورد تبعیض هایی که دین اسلام بین آقایون و خانوما گذاشته وتو ایران باستان نبوده و اینکه جایگاه زن تو دین اسلام چقققققققققققققققققققققققدر پایین تر از جایگاه زن تو ایران باستانه  خوندم . توسایتم نذاشتم تا کسی علیه دین اسلام جبهه نگیره ؛ تقصیرش نیفته گردن من بنده ی خدا.

من دیدم درسته یه عالمه حرف علیه خانوما تو دین اسلام هست ؛ اما خدارو شکر تو ایران جز یه سری آدم خاص ( ........) کسی به این حرفا اهمیت نمیده . ( بدلیل پایبندی به تمدن چندین هزار سالمون )

درسته تو ایران دخترا علیه پسرا وپسرا علیه دخترا حرف زیاد میزنند اما  ما ایرونیا هرچی باشیم از یه آب و خاکیم ، گوشت همو بخوریم استخون همو دور نمی ریزیم ..............

پاش که میفته هوای همو داریم .

ماها تا میتونیم میزنیم تو سروکله ی هم بعدا هم تا میتونیم قربون صدقه ی هم میریم

ماکه توخونه مون یه همچین حرفایی نداشتیم ، که مثلا بابام به مامانم بگه که دین اسلام درست گفته که شما خانوما الین و بلین .

من و خواهرم  قبلا هم از این چیزا خونده بودیم و با بابام در موردش بحث کردیم . بابام میگفت حالا چرا منو میزنید ؟؟؟!!!!! مگه من اینارو گفتم که تا هرچی میشه میاین یقه ی منو میگیرین .......                     حالامگه کدوم مردی با زنش این طور برخورد کرده که  شما این طور موضع گرفتین . من این طوریم یا شوهرای بد بختتون ، ببخشید تصحیح میکنم شوهرای خوش بختتون ( البته منظور بابام شوهرای خوشبخت آیندمون بوده)ما آقایون که همه جوره مخلص شما خانوما هستیم . شما خانوما دیگه چی میخواین ؟؟؟؟؟؟

نکته بسیار مهم و کنکوری:   بابام به شدت دختر دوسته و معتقده که نباید رو دختر جماعت دست بلند کرد ، البته مادرم مسئول تربیت دخترهاست و جیگرم (مادرم) همچین اعتقادی ندارن و براساس اعتقادات خودشون عمل میکنند. البته  کشف تازه ی من اینه که مامان اندکی پسر دوست تشریف دارن اما  خودش انکار میکنه و میگه من دختر دوستم و یا میگه برای من فرقی نداره ، چه دختر چه پسر بچه سالم باشه ، انگار من دارم بدنیا میام میگه بچه سالم باشه فرقی نداره !!!!!!!!!!

 

 

 

 

                                  اگه خسته نمیشین نظر بذارین


 
comment نظرات ()
 
میلادتان مبارک باد
نویسنده : The Hot Chick - ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸
 

نیکان همه بنده اند و مولاست حسین

خوبان همه قطره اند و دریاست حسین

ترسم که شفاعت کند از قاتل خود

ازبس که کرم دارد و آقاست حسین

 

میلاد امام حسین (ع) و علمدار باوفایش حضرت ابوالفضل(ع) را به تمام شما دوستان خوبم تبریک میگم .

راستی من به  آقا ابوالفضل(ع) یه جوردیگه ارادت دارم وقتی اسمشو میارم احساس میکنم پشتم قرص تر از همیشه شده.

             یا ابوالفضل(ع) خیلی چاکریم


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : The Hot Chick - ساعت ٦:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸
 

 

 دلایل کاملا منطقی شکست درکنکور 

 

             ( این مطلب درمورد کنکوریهای سال کبیسه صدق نمیکند .)

 

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که بارها وبارها به دلایل قبول نشدن خودتان( خدایی نکرده ) ویا اطرافیانتان درکنکور فکر کرده باشید من نیز کمی به این موضوع فکر کردم و دلایل زیر برای عدم قبولی در کنکور  به ذهنم رسید .

 اگر داوطلبی درکنکور قبول نشد هیچ تقصیری ندارد چراکه سال فقط 365 روز است درحالی که :

1.    درسال ، 52جمعه داریم ومیدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است . به این ترتیب 313روز باقی میماند .

2.     حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است بنابراین 263 روز دیگر باقی میماند .

3.     درهر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود . بنابراین 141 روز باقی میماند .

4.     اماسلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را می طلبد که جمعا 15 روز میشود پس 126 روز باقی میماند .

5.    طبیعتا 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز میشود  پس 96 روز باقی میماند .

6.     1 ساعت در روز برای گفتگو وتبادل افکار به صورت تلفنی لازم است چرا که انسان موجودی اجتماعی است  این خود 15 روز است پس 81 روز باقی میماند .

7.    روزهای امتحان 35 روز ازسال رابه خود اختصاص میدهند پس 46 روز باقی میماند .

8.    تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند پس 16 روز باقی میماند .

9.    در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید پس 6 روز باقی میماند .

10.            درسال حداقل 3روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است .

11.           سینما رفتن  وسایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باتقی میماند.

12.           1 ( یک ) روز باقی مانده همان روز تولد شماست چگونه میتوان در آن روز درس خواند ؟؟!!!!

 

                                                  ستاد حمایت از دانش آموزان سخت کوش

 


 
comment نظرات ()
 
عقلم خوبه به بشر
نویسنده : The Hot Chick - ساعت ٥:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸
 

چندتا سایت رفتم دیدم مطلب در مورد خوبی آقایون خیلی زیاده .

به خودم گفتم اگه دست به قلم نشی و ازخوبی این عزیزان ننویسی تو اون دنیا چه جوابی به خدا میدی . این شد که این مطلب رو نوشتم . خوشحال میشم نظرتون رو برام بنویسید .

عقلم خوبه به بشر

 

   آقایون هرجا کم میارن گیر میدن به خانومها که آره همه ی آتیشا از گور همین خانوها بلند میشه. 

1.   که اگه حوا نبود آدم گول شیطان رو نمی خورد و از اون میوه ممنوعه میل نمی کرد و که بعد خدا بخواد از بهشت بیرونش کنه و ما الان بد بخت باشیم . خدا وکیلی عقلم خوبه به بشر  . اون وقت نمی گن که خدا عقل رو واسه یه همچین وقتهایی داده که آدم (نوع بشر) ازش استفاده کنه.

گیریم شیطان از حوا برای گول زدن آدم استفاده کرده باشه آدم چرا قبول کرد . مگه همین موضوع ( گول زدن ازطریق استفاده از زن) برای حضرت ایوب و لوط اتفاق نیفتاد پس چرا اونها تو این دام نیفتادند؟

2.   تو هر مجلسی میشینی میگن اگه این دخترا متین بودن حجابشون خوب بود اگه ال بودن اگه بل بودن که پسرا دنبالشون راه نمی -  افتادن  . « همیشه همه چی تقصیر دختراست » که اینجاهم  باید گفت عقلم خوبه به بشر . چون این پسرای ... اگه چادرم بزاری و روبند هم بزنی (منظور چادر گذاشتن واقعیه )  نمیتونند خودشونو کنترل کنند و کم کمش وقتی از کنار چادری ها رد میشن باید بگن « هرچی عشقیه زیر چادر مشکیه » چون اگه نگن شب خوابشون نمی بره طفلیا

3.   هر موقع صحبت از فسق و فجور میشه میگن تابلو اصلا  فکر کردن نمی خواد . علت وجود جنس مونث در جامعه ست. جنس مذکر از ابتدا مظلوم بوده،هست و خواهد بود . این زنها هستن که میان با زور و کتک ما رو به گناه وادار میکنند . آخرسر هم ما مجبوریم به خاطراینا ( اینا یادتون باشه اینا) آتش جهنم و عذاب الهی رو تحمل کنیم . که البته آقایون  فکر میکنند که اولاش فقط یکم درد داره بعدش بدن بی هس میشه دردو نمی فهمن . که باز هم عقلم خوبه به بشر « دیگه چی بگم»

4.   مشکل اینجاست که این آقایون نیمه محترم و بیگناه (.... ) این جمله رو « عقلم خوبه به بشر » قبول ندارند.     

         

·       هروقت تویه مجلسی از پوشش بد پسرا صحبت میشه همه فقط به گفتن این جمله که « بله ! اونهاهم باید مراعات کنند.» ؟؟؟؟!!!!!!!!....  بسنده میکنند. اما ساعت ها در مورد نوع پوشش خانومها صحبت میکنند . طوریکه خانومها دیگه تمام جملاتشون رو حفظند و حالشون بهم میخوره ازشنیدن این جملات تکراری . و باز هم عقلم خوبه به بشر  چون از قدیم تو هر دین و آیینی و به عنوان یک اصل که همه بهش اعتقاد داریم و عمل نمی کنیم اومده که افراط و تفریط خوب نیست،  بده آقاجان !!!!!                  شما میخوای جامعه رو اصلاح کنی خوب دو طرف رو باهم و به یک اندازه بزن و نوازش کن طوری که به قول ما ایرونیا نه سیخ بسوزه نه کباب نه اینکه یکی رو   (آقایون رو) ول کنید هرکاری میخوان بکنند و یکی رو (خانومها رو) هی بکوبید که یه وقت نفس نکشن .     جالب اینجاست که در اسلام و در قرآن همیشه صحبت از مومنون و مومنات و ... ( ون ، ات ) بوده اما چون آقایون درمورد نوشته ها هم کمی ( .... ) تشریف دارند فقط  مومنات و... ( ات ) دیدند .

·       آقایون همیشه گله دارند که خانومها با پوششهای بد شون باعث تحریک ما میشن . اما هیچ وقت نمیگن که ما        ( آقایون) صد برابر بیشتر با پوشش بد ( لباس های تنگ و آستین های کوتاه و ...)،مدل موهای خاص و ... خانومها رو تحریک و به گناه آلوده میکنیم. اینجاست که میگن عقلم خوبه به بشر   چون این که خانومها کمتر این موضوع روبیان میکنند به خاطر حجب و حیا شونه . اما آقایون خیلی راحت بروزش میدن چون حیا رو خوردن یه آبم روش. « غرتم گذاشتن دم کوزه آبشو میخورن» کیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییف  میکنند .

·       سرتون نو درد نیارم من فقط میخواستم بگم این آقایون  مظلوم رو این قدر اذیت نکنید . این عزیزانی که تمام واجبات و مستحبات رو انجام میدن و از هر حرام و مکروهی دوری میکنند با زور و جبر و کتک به انجام گناه وادار نکنید .      

 


 
comment نظرات ()